مثل نویسی به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است.

مثل نویسی به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقی است مثل نویسی به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقی است: مثل : به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقی است: گوشه گوشه شهر را وجب می کنم با بارانی تکیده ای بر تن که شاید سرمای…

انشا با موضوع فروشگاه رنجیره ای

انشا با موضوع فروشگاه رنجیره ای انشا با موضوع فروشگاه رنجیره ای: موضوع: فروشگاه رنجیره ای پاییز سال 1373 در هفته اول ورود به پاریس در فروشگاه زنجیره ای Auchane (شبیه فروشگاه های شهروند خودمان) در مرکز خرید بزرگ و معروف چهار فصل (…

انشا با موضوع به پایان آمد اين دفتر حکایت همچنان باقیست

انشا با موضوع به پایان آمد اين دفتر حکایت همچنان باقیست انشا با موضوع به پایان آمد اين دفتر حکایت همچنان باقیست: موضوع : به پایان آمد اين دفتر حکایت همچنان باقیست... گذر عمر شايد کلمه ای باشد که وقتی به گوشت میرسد به یک عمر طولانی…

مثل نویسی آب که یک جا ماند می گندد

مثل نویسی آب که یک جا ماند می گندد مثل نویسی آب که یک جا ماند می گندد: آب که یک جا ماند می گندد! آیا می دانید آب هم مثل نان و پنیر یک جا که بماند می گندد؟موردی ندارد من هم تا همین چند دقیقه ی پیش نمیدانستم ونمی فهمیدم آب به چه شکلی…

انشا با موضوع پاییز

انشا با موضوع پاییز انشا با موضوع پاییز: موضوع: پاییز لب پنچره می نشینم به باغ بیرون نگاه میکنم.. درختان لباس زرد رنگ به تن کرده اند لباسی که تا دیروز سبز رنگ بود،امروز به رنگ زرد قناری در امده... باد می وزد و برگ های درختان را…

انشا با موضوع فضای مجازی

انشا با موضوع فضای مجازی انشا با موضوع فضای مجازی: موضوع: فضای مجازی و باز هم طبق معمول در گذر از سختی روزگار، گوشی موبایل ، همدم همیشگی تنهایی هر فرد ، جای خود را میان دو دست صاحبش احساس میکند؛ همان رفیقی که با زیر مجموعه هایش ،…

انشا با موضوع عشق و نفرت

انشا با موضوع عشق و نفرت انشا با موضوع عشق و نفرت: موضوع: عشق و نفرت جنگی بسیار تماشایی بین سپاهیان عشق ونفرت برای بدست اوردن سرزمینی به نام قلب درحال آغاز شدن بود. هردو سپاه با جنگاورانی شجاع اماده حمله بودند،عشق باوجود فرماندهانی…

انشا با موضوع محبت و عشق

انشا با موضوع محبت و عشق انشا با موضوع محبت و عشق: موضوع: محبت و عشق دارای قلبی پاک,پرازعشق وسادگی، خالی ازهرگونه بدی و نفرت است ; خدارامی گویم! همانی که برای بدست آوردن دلمان تمامی نعمت هایش را زیرپایمان فرش کرد ،همان بی کینه ای که…

انشا با موضوع قطعه ادبی

انشا با موضوع قطعه ادبی انشا با موضوع قطعه ادبی: ایستاده بودم.جیب هایم دستانم را در آغوش کشیده بود.دریای زیر سرم گویی پیانو مینواخت و دستان باد را گرفته بود و میرقصید. همین لحظه بود که دیدم و برگ ها هم آمده اند با باد برقصند.هر کدام…

انشا با موضوع یک صبح سرد و برفی زمستانی برای پایه دوازدهم

انشا با موضوع یک صبح سرد و برفی زمستانی انشا با موضوع یک صبح سرد و برفی زمستانی: موضوع: یک صبح سرد و برفی زمستانی زنگ ساعت به صدا درآمد ولی در وجودم شوری برای بلندشدن نبود.ساعت ها به حالت جنینی خوابیده بودم. ودر حصار دستان سرد زمستان…