انشا با موضوع انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید. پایه یازدهم

انشا با موضوع انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید.

انشا با موضوع انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید.
انشا با موضوع انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید.

انشا با موضوع انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید. پایه یازدهم

انشاپایه یازدهم- سفرنامه- موضوع انشا : موضوعی انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید.- انشا با موضوع انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید.- انشا انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید.- انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید.- انشا با موضوع انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای

بنام خدا

مطالب مرتبط:

موضوع انشا: موضوعی انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید. پایه یازدهم

مقدمه: من مسافرت را خیلی دوست دارم چون معتقدم حال و هوای مرا تغییر می دهد چون وقتی وارد سفری می شوم احساسم فعال تر می شود به درختان و جاده ها بااحساسم نگاه میکنم اینگونه زیستن زیباست .

متن انشا: اوایل پاییز بود اولین سالی بود که بدون دغدغه مدرسه میتوانستم به هر جایی که بخواهم سفر کنم باخانواده ام صحبت کردم و آن ها هم موافقت کردند تا در این هوای پاییزی به مسافرت برویم اسمان انگار دلش گرفته بود آنقدری ابری بود که این را هرکسی می توانست درک کند هوای بارانی داشت مسافرت بارانی لذت دارد که برای  درک آن باید ان را لمس کرد ، پدرم قرار گذاشته بود تا صبح ساعت ۵ حرکت کنیم  شب لباس هایم را در کوله ام جمع کردم فکر و خوشحالی رفتن به مسافرت انقدر مرا ذوق زده کرده بود که حتی نمی توانستم بخوابم دوربین عکاسی ام را برداشتم و چراغ اتاقم را خاموش کردم و چشمانم را بستم و به خواب کوتاه مدتی فرو رفتم جالب بود که انقدر خوشحال بودم که در خواب هم مسافرت میدیدم شاید خیلی جالب نباشد برای خیلی ها این خوشحالی من اما من زمان مدرسه به هر مسافرتی که میرفتم نمیتوانستم بیشتر از دو روز بمانم گاهی حتی یک روز اما این که به مدت دو هفته به مسافرت بروم بدون دغدغه ان هم در هوای پاییزی که باران می امد خیلی برای من شیرین و لذت بخش شده بود صبح ۴ بیدار شدم و گوشی ام رو زدم تا شارژ بشود بعد موزیک هایم را اماده کردم تا۵ کار هایم را انجام دادم و ۵ سوار ماشین شدیم و مسافرتمان شروع شد مادرم اصرار داشت تا کمی بخوابم در ماشین و وقتی رسیدیم اطلاع بدهد اما از دست دادن هر لحظه از این خاطره ها دشوار بود برای من دوربینم اماده عکاسی شده بود و از جاده ها و درختان بلند قامت و رنگ پاییزی عکس میگرفتم چقدر دلنشین بود این عکس ها برای من کنار جاده ماشین را پدرم نگه داشت وقتی پیاده شدم دیگر دوست نداشتم سوار ماشین شوم و قدم میزدم و حال خوبی داشتم از پدرم خواهش کردم تا بگذارد تا جایی قدم بزنم و ان ها هم با ماشین بیاییند قبول کرد و قدم زدم ارام موسیقی گوشی را باز کردم صدای گیتار که ارام میزد و قدم میزدم حال و هوای ان لحظه را با هیچ چیزی حاضر نبود عوض کنم انقدر غرق قدم زدن و گیتار شده بودم که حواسم نبود چقدر راه امده ام فقط جایی توانستم صدای پدرم را بشنوم که میگفت دخترم سوار شو دوباره سوار شدم و راه افتادیم سخت بود دل کندن از جاده ای که هوای دیگری داشت جاده ای که هر دو طرف ان را درختان بلند پر کرده بودند ونم بازانی که همسفرم بود کمی استراحت که کردم چشمانم را باز کردم دریایی دیدم باورم نمی شد اما وقتی چند بار چشمانم را بازو بسته کردم فهمیدم خوابی در کار نیست و من کنار دریا هستم سریع از ماشین پیاده شدم و به سمت دریا رفتم  موج دریا دیدنی بود پاهایم فرو رفته بودند در دریا با خودم فکر میکردم شاید خواب میبینم شاید بلند شوم و اگر این خوابی باشد چگونه قانع شوم اما این مسافرت دلنشین و زیبا برای من خواب نبود مسافرتی بود از جنس واقعیت ها دو هفته ای که در شمال ماندیم به جرات می توانم اعتراف کنم که بهترین روز زندگی من بود .

نتیجه: گاهی سفربه جاده ها و دریایی که موجش خروشان است یقین دارم حاالمان را خوب می کند و چقدر خوب است میان دغدغه های زندگی امان به فکر سفر باشیم به فکر خوب بودن حالمان باشیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.