انشا طنز با موضوع تقلب

انشا طنز با موضوع تقلب

مطالب مرتبط:

انشا طنز با موضوع تقلب:

موضوع:«تقلب» سبک:طنز

در تقلب بسی امید است
پایان شب سیه سفید است
صدای تیک تاک گوشی مرا از خواب زیبایم بیدار کرد! خواستم سیلی بر گوش گوشی ام بزنم ولی دلم برایش سوخت ؛از جایم برخاستم و با موهای ژولیده همانند غول بیابانی به دنبال لباس ها و جورابم بودم؛ان را در میان شانه ها یافتم ٬اماده شدم و به سوی مدرسه حرکت کردم ٬در طی راه نگاهی به کتاب هندسه می کردم.
امتحانی سخت و دشوار برایمان رغم خورده بود!!
بارها در طی مسیر قصدخودکشی کردم٬بارها سرم را بر دیوار کوبیدم ولی هیچ اتفاقی نیفتاد٬در همین حال کتاب هندسه و اشکال زشتش لبخند خفنی به من میزد!!
من و ترس همدیگر را در اغوش گرفته بودیم؛من سعی میکردم ترس‌را ارام کنم ولی ترس نامرد هر دفعه ضدحالی به من‌میزد.
برگه های تقلب در جیبم بازیگوشی میکردن؛وقتی که معلم سر جلسه امتحان حضور پیدا کرد من به حالت اماده باش تقلب هارا در دستم گرفتم .معلم برگه ها را پخش کرد و من تند تند شروع کردم به نوشتن.
معلم‌چهارچشم هی نگاه میکرد٬نگاه های معلم زیبا بود ولی امروز کمی وحشتناک بود؛ وقتی معلم امد به سمت من ٬ترس پاچه ام را گرفت
ناگهان برگه های تقلب از دستم افتاد روی زمین؛ معلم کنارم ایستاده بود خدا و پیغمبر را صدا میکردم که معلم برگه ی نقلب را نبیند‌.
ناگهان گردنم سوخت٬معلم پس گردنی شیرین و جذابی به من زد٬با خودکار قرمزش خط قشنگی کشید و بالای ان صفر تپل و جذابی به من داد.
من‌و‌ صفر ساعتی چشم در چشم به هم خیره بودیم…
راه های تقلب زیاد است بستگی به استعداد و توانایی ما دارد٬ما با تقلب به سعادت و خوشبختی میرسیم ٬و خدا هم از ما خشنود میشود و نعمتش را بر سر ما میگرداند ؛ با تقلب های برنامه ریزی شده اینده ی خود را تصمین کنید پس یاعلی!.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.