انشا با موضوع کفش

انشا با موضوع کفش

مطالب مرتبط:

انشا با موضوع کفش:

انشا درباره ی کفش

امروز روزه مهمیه واسه من اخه حمید مسابقه دو داره و من باید حسابی خودمو اماده کنم راستی خودمو معرفی نکردم من اقای اسپرت هستم اهل تعریف از خودم نیستم ولی سفید و با لپایه صورتی هستم ولی سنم یکم رفته بالا اما کارایی زیادی دارم ما خانواده خوشبختی هستیم خانوم پاشنه بلند خاله کالژ و اصطلاحا پسرفوتبالی و حمید اونو بعد من خیلی دوست داره.
خب روز مسابقه رسید و حمید منو از خونه سه طبقه چوبیم اورد بیرون و اماده رفتن شدیم تویه راه احساس میکردم ک حمید موهای (بندکفش)منو محکم نبسته و ممکنه تو مسابقه بازشه امیدوارم ک یادش بیفته ک محکم شون کنه.
مسابقه شروع شد و حمید قافل از بستن بند کفش هایش و در وسط های راه بند گفش هایش زیر پایش امد و باعث شد ک ب زمین بیفتد و عقب بماند چند روزی مسدوم بودم و تمام بدنم پوست شده بود اما ب بیمارستان رفتم و دوباره بدن پوسته مرا تعمیر کرد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.