انشا با موضوع کار کن مگو چیست کار

انشا با موضوع کار کن مگو چیست کار

انشا با موضوع کار کن مگو چیست کار
انشا با موضوع کار کن مگو چیست کار

انشا با موضوع کار کن مگو چیست کار:

مطالب مرتبط:

قصه برو کار میکن مگو چیست کار,انشا کوتاه دربـاره برو کار کن مگو چیست کار,انشا برو کار میکن مگو چیست کار,معنی برو کار کن مگو چیست کار,برو کار میکن مگو چیست کار را توضیح دهید,مثل نویسی برو کار میکن مگو چیست کار,برداشت از مثل برو کار میکن مگو چیست کار,دریسقوط خود از مثل برو کار می کن مگو چیست کار

مقدمه: برو کار می کن ، مگو چیست کار که سرمایه ی جاودانی است کار چه زیبا گفته است شاعر بلند اوازه این شعر را از حال و روز این زمانه گفته است شاعر در روز گاری که کار برای انسان سرمایه است.انسان برای بعضی کارها شرم دارد و انجام نمیدهد و اینگونه بیکاری به وجود می اید.

متن انشا: برو کار می کن مگو کار چیست کمی بیایید بیاندیشیم به اینکه ایا واقعا همه انسان ها می توانند همه کار ها را انجام بدهند؟ یقینا نه افرادی حضور دارند که تحصیل کرده و مقام عالی کسب کرده اند افرادی نیز هستند که تحصیل کرده اما مقامی کسب نکرده و افرادی هستند که تحصیل نکرده و در رده ازاد و کارگری مشغول به کار هستندو عده ای بیکار به این فکر کرده ایم که دلیل بیکاری چیست؟به جوابی هم رسیده ایم؟یا فقط توانایی فکر کردن را داشته ایم شعر بسیار برایم جالب است کار می کن حقیقت زندگی همین است ادمی که به فکر تلاش و زندگی کردن و پیشرفت باشد برای هدفش تلاش خواهد کرد و به هدف خود خواهد رسید و اگر برای رسیدن به هدف قرار باشد هر کاری انجام بدهد ان کار را انجام میدهد و در نهایت به هدف خواهد رسید و کار میکند برای هدف و نمی پرسد سوالی همچون چیست کار؟ چون این چیستی را این پرسش را در شروع هدف خود از خود پرسیده و به جواب یعنی همان هدف رسیده است و در میان انجام عمل با چیستی و چرایی کاری ندارد چون هدف برای او بسیار مهم است چه تحصیل کرده و به دنبال هدف باشد و چه یک کارگر به دنبال یک هدف همه انسان ها یک هدفی برای خود دارند این که برای هدف باید جنگید از چه راهی شاید این مسئله باشد که جوابی ندارد . یک انسانی که بیکار است ممکن است هدف اش این باشد که به بیکاری خود ادامه دهد شایر ردر اینده درست شود یک تحصیل کرده شاید به فکر ادامه تحصیل بوده باشد اما این که کاری انجام ندهم شاید در اینده ای نه چندان دور یا نزدیک اتفاق خوشایندی احتمال دارد برایم بیافتد یک تفکر اشتباه است چرا که از وقتی توانسته ایم فکر کردن را یاد بگیریم یاد گرفته ایم که باید کار کنیم و سوال و چرایی در این رابطه نپرسیم که کار چیست و چه است برایمان، کار کردن عیب نیست بلکه ان است که انسان بتواند کاری را انجام دهد اما نتواند این که هم بتوانیم و هم نتوانیم این عیب یک انسان است انسان موفق کار می کند و هیچ گونه سوالی درباره ان نمی پرسد اما انسان ناموفق همیشه به دنبال بهانه یا سوالی است تا کاری را انجام ندهد .

نتیجه: بهترین نتیجه ای که می توانیم بگیریم این است که بدانیم که بفهمیم که درک کنیم ادمی موفقیت خود را باید اول به خود مدیون بداند و به خود بگوید من خواستم و شد من گشتم و پیدا شد گاها انسام تلاش می کند اما به هدفی نمیرسد اما وقتی به پل های پشت سرش نگاه می کند می فهمد که تلاش کرده است ولی نتوانسته که این نیز نوعی افتخار است و شروعی دوباره برای انجام یک کار و شروع موفقیت است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.