انشا با موضوع مهمانی خانوادگی

انشا با موضوع مهمانی خانوادگی

انشا با موضوع مهمانی خانوادگی
انشا با موضوع مهمانی خانوادگی

انشا با موضوع مهمانی خانوادگی:

انشا با موضوع مهمانی خانوادگی, انشا در مورد مهمانی خانوادگی, انشا درباره مهمانی خانوادگی, موضوع مهمانی خانوادگی

مطالب مرتبط:

بنام خدا

موضوع انشا: مهمانی خانوادگی

مقدمه: بارها شنیده ایم که مهمان حبیب خدااست و روزی خود را میا ورد اما بارها برای ما پیش امده است که خوشحال یا ناراحت شویم از مهمانی ها اما گاه بتوانیم به روی خود بیاوریم و گاها نمیتوانیم به روی خود بیاوریم.

متن انشا: همه ی ماها می دانیم که در دوران مدرسه وقتی به مهمانی میرویم یا کسی به خانه ی ما مهمان می اید بیشتر از خوشحالی گاهی ناراحت می شویم و بهانه هایی برای خود و دلیل ناراحتی جور می کنیم این بهانه ها از قبیل حجم زیاد درس ها ، صدای زیاد ، و اینکه ما برای این که درس داریم باید برویم در اتاق خود بنشینیم و درس بخوانیم و این فرصت را که در جمع بنشینیم را از دست می دهیم و شاید دلیل ناراحتی ماهمین است البته باید این راهم در نظر بگیریم مهمانی های الان با مهمانی های قبل فرق هایی دارند از مهمترین فرق هایی که می توان نام برد این است که در گذشته و.قتی یک دانش اموز مهمان می امد برای خانه اشان درس هایش را گاه رها میکرد و به پدر و مادر خود کمک میکرد و در جمع می نشست با اینکه خبر داشت اگر در کلاس در حضور معلم درسش را نداند چه اتفاقات تلخی ممکن است برای او بیفتد اما بااین حال در جمع می نشست و لذت میبرد اما در مهمانی های امروزه یک دانش اموز قبل از اینکه به تکالیف درس هایش فکر کند و در حالیکه خانواده وی را تشویق میکنند به درس خواندن در اتاقش او بیشتر از درس و مهمانی به فضای مجازی توجه می کند یعنی نه تنها یک دانش اموز بلکه امروزه بیشتر دنیای واقعی انسان ها به فضای مجازی اختصاص دارد ماها دیگر مثل ادم های قدیمی به فکر مهمانی ها برای لذت بردن از ان نیستیم بلکه فضای مجازی برای ما مهم تر است و حتی مهمانی ها نیز در فضای مجازی است با روش ها و راه حل های مختلف اما من اخرین مهمانی که برایم بسیار لذت بخش بود اما ناراحت کنند زمانی بود که خرداد ماه بود و امتحانات نهایی میخواستند شروع شوند و برای ما ناگهانی خبری دادند که قرار است مهمان بیاید خیلی خوشحال شده بودیم چرا که مهمان عزیزی بود اما ناراحت از این بابت که من چگونه به درس های خود میرسم  و امتحان میدهم روز موعود یعنی روزی که مهمان های ما امدند و امتحانات من هم شروع شد تصمیم گرفته بودم در اتاقم بنشینم و درس هایم را بخوانم چرا که مهم تر بود و من یک دانش اموز استرسی بودم مادرم به من گفت تا بروم در اتاق بالایی درس هایم را بخوانم من هم رفتم تا درس هایم را بخوانم اما انقدری صدا زیاد بود که کتاب هایم باز مانده بودند و خیره به صفحات کتاب و گوشم به صداها بود تصمیم گرفتم بروم کمی در جمع بنشینم و لذت ببرم بعد از ان درس هایم را بخوانم و همین کار را هم کردم و حرف هایی که می شنیدم انقدر برای من جالب و خنده دار بود و من لذت کافی را بردم و انقدری مغر من خستگی فراموش کرده بود که امادگی کامل را برای درس خواندن داشتم .

نتیجه: از نظر من مهمانی نه تنها در موقعی که درس د اریم بد نیست بلکه خوب هم هست اگر بادید بهتری به مهمانی خانوادگی نگاه کنیم چرا که حال و هوای ما را تغییر می دهد تا باحال بهتری درس بخوانیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.