انشا با موضوع مسافرت

انشا با موضوع مسافرت

انشا با موضوع مسافرت
انشا با موضوع مسافرت

انشا با موضوع مسافرت:

مطالب مرتبط:

موضوع انشا سفر,انشا در مورد مسافرت رفتن,انشا درمورد سفر خانوادگی,انشا راجع به سفر,انشا انگلیسی درباره سفر,انشا در مورد سفر به مشهد,انشا در مورد سفر به شمال,انشا با موضوع سفر خیالی,انشا با موضوع سفر,انشا با موضوع سفر به کره ماه,انشا در مورد سفر به اصفهان

مقدمه: بیشتر آدم ها به مسافرت علاقه خیلی زیادی دارند چون معتقدند حال آنها تغییر می کند وقتی به مسافرت میروند . این که مسافرت حال روحی و جسمی انسان را خوب می کند و تغییر می دهد بله درست است من هم جزو دسته ای ادم ها هستم که به مسافرت علاقه بسیار زیادی دارم

متن انشا: مسافرت از نظر من موضوع بسیار خوب و زیبایی برای نوشتن است من عاشق مسافرت هستم اما نه هر مسافرتی ادم های زیادی کنارم بوده اند که فقط به مسافرت علاقه مند هستند ولی جا و مکان آن هیچ فرقی برای انها ندارد اما من مسافرت را در نظر خودم رفتن به شهرهای تاریخی و دیدن جاهایی که تاریخ را برایم زنده می کنند هست موزه هایی که ارزش صدبار رفتن را دارند موزه هایی همچون خانه مشروطه و موزه مردم شناسی اولین سفری که پیشنهاد آن را به خانواده ام دادم در عید نوروز سفر به تبریز و رفتن به موزه و مقبرالشعرا بود من علاقه زیادی به تاریخ و شعر دارم و اگر جایی را ببینم که به تاریخ وصل است من حتما به آن جا میروم غرق شدن در کتا ب های تاریخی حس و حال خوبی به من میدهد خانواده ام قبول کردند که بخ تبریز سفر کنیم و به جاهای گشتنی آن برویم مقصد اولمان موزه اذربایجان مقابل مقبرالشعرای شهریار بود وقتی داخل حیاط موزه شدم دوربین عکاسیم را برداشتم و از هر لحظه ای که برای من لذت بخش بود و حس خوبی به من می داد عکس می گرفتم حیاط موزه پر بود از الاچیق هایی که درونش اشیاهای تاریخی میفروختند کیف و کفش ها و قاب های زیبای عکس داخل موزه که رفتم چشمانم درشت تر شد و دهانم باز تر این همه زیبایی ، واقعا زیبا بود دوست داشتم همه جای موزه را ببینم یک اورگ قدیمی در ان جا دیدم و عکس گرفتم کاسه ها و مجسمه هایی ک مظهر زیبایی تمام بودند برایم . چه چیز هایی که در موزه بودند و زیبایی آنهارا هر چقدر از زبان ادمی بشنویم بیشتر باور نمیکنیم بلکه درک زیبایی این اثار فقط با چشم ممکن است زمان زیادی را درون موزه به سز بردیم وقت رفتن بود اما دل کندن از موزه برایم سخت بود کمی اما از خانواده ام خواهش کردم تا سفر های بعدی نیز موزه را در نظر بگیریم بعد از موزه به سمت مقبره الشعرا رفتیم و از کتاب های شاعر بزرگ و عزیز شهریار دیدن کردیم صفایی خاص داشت مقبره الشعرا از همه جای مقبره که دیدن کردیم به سمت ارومیه راه افتادیم دریاچه ارومیه یادم است اخرین باری که به دریاچه ارومیه رفته بودیم و سوار قایق شدیم و کلی خوش گذشت زمانی بود که من هنوز دوران ابتدایی را به سر میبردم و بعد از مدت ها رفتن به دریاچه ارومیه برایم بیشتر جذاب بود رسیدیم به ارومیه و هرچند سوالی بود در ذهن و حس و دنیای خودم که در کدام دریاچه باید سوار قایقی شوم و خوشحالیم را ابراز کنم رسیدم به ارومیه اما دیگر دریاچه ای مثل قبل در ان جاری نبود .

نتیجه: مسافرت حال ادم را خوب می کند ادم ها نظر ها و تصمیم هایشان همیشه با یکیگر متفاوت بوده و هیچوقت انتظار نمیرود نظرات ماانسانها شبیه یک دیگر باشد چرا که این زیبایی ها حاصل تفاوت های افکار ادمی است اینکه ادمی همچون من به موزه علاقه دارد و کس دیگری به مسافرت ب طبیعت این تفاوت ها زیبایی افرین هستند

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: محتوای سایت محافظت شده است!