انشا با موضوع مادر

انشا با موضوع مادر

انشا با موضوع مادر

مطالب مرتبط:

انشا با موضوع مادر

موضوع:مادر
چقدر شیرین و لذت بخش است که تورا دارم و دارای جهانم😍
صدای شلاق های باران گوش نواز شده بود. باران بی رحمانه ب زمین میخورد.زمین خیس بود. دخترک باخود میپرسد:چرا من خیس نشده ام؟
چرا من مورد اصابت ضربه های شلاق گونه ی باران قرار نمیگیرم؟  زیر سایه ی چه کسی ایستاده ام ک اینقدر مهربان است و راضی شده است چتر دخترک کوچک بشود؟!!!
برگشتم و پشت سرم را نگاه کردم و قامت زنی رادیدم:ب بزرگی و عظمت نام  «مادر»
تمام هستی من، اولین خانه ی امن من درروزی ک پا ب این  دنیاگذاشتم بغل گرم و باصفای تو بود مادر مهربان من…
چقدر سخت است که نشسته ام و میبینم روز به روز دست های نرم و لطیف تو ضعیف میشوند؛ پیشانیت جایگاه چین و چروک هایی شده ک نشان از بالارفتن سن تو میکند واین یعنی آغاز یک غم بزرگ برای دخترکت…
می گویند بهشت زیرپای مادران است؛  حقاکه،  مقامت ومنزلتت در حد همان بهشت بی نظیر خداوند متعال است و زیباروییت همانند حوریان بهشتی است…
عزیزترینم
مهربانم سینه ی تو گنجینه ی تمام راز های من است.
زحمت های بی شماری ک تا به امروز برایم کشیده ای را هیچ وقت فراموش نخواهم کرد‌؛ تومرا ببخش اگر گاهی با کج خلقی هایم باعث آزردگی قلب مهربانت شده ام؛ مبادا نبخشی دخترکت را که آنروز قیامتی بر پا میشود در دل او.
خلاصه ی تمام حرفایم این است ک یک لحظه نبودنت خیلی دشوار است.
هرچه از مهربانی مادران روی سرزمینم بگویم کم است. ذره ای ازمهربانی ها وفداکاری های این زن مهربان در هیچ قلمی از شاعران و نویسندگان جای ندارد فداکاری های مادران مهربان را فقط باید درک کرد.
دوستت دارم مادر مهربان و دست بوس تو هستم ❤️

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.