انشا با موضوع عینک

انشا با موضوع عینک

انشا با موضوع عینک
انشا با موضوع عینک

انشا با موضوع عینک:

انشا در مورد عینک, انشا درباره عینک, مقدمه در مورد عینک, مقدمه عینک, انشا با موضوع عینک

مطالب مرتبط:

بنام خدا

مقدمه : بسیار موضوع خوبی برای بحث در مورد عینک می باشد من یک عینکی هستم که با عینک خودم درگیری های زیادی دارم.

متن انشا: من از پنجم ابتدایی یک فرد عینکی هستم تاالان نیز عینک های متفاوتی را تعویض کرده ام علت ها نیز متفاوت بوده اند یک این که دکتر تجویز کرده است که عینک باید تعویض شود چرا که تعویض دیر هنگام ان چشمانمان را بیشتر ضعیف می کند اما من شخصی هستم که تعویض عینکم چندان ربطی به تجویز پزشک نداشته است من اوایل عینکی شدنم خاطرات خوبی داشتم بااون احساس غرور به من دست می داد چرا؟ چون وقتی از پله ها می امدم پایین احساس دکتر بودن به من دست می داد نمی دانم چرا ولی چون بسیاری از دکتر ها عینک دارند احساس می کردم خیلی شبیه دکتر ها هستم حتی همان روزی که دکتر برای معاینه چشمان مخا امده بود به مدرسه تا مارا معاینه کند نیز خداخدا میکردم تا من نیز عینکی شوم وشدم دو سال اول تا از پله ای پایین می امدم غرور این که من هم یک دکترم حتی یک بار کم مانده بود که بخورم زمین از ان روز سعی کردم کمی دکتر بودنم را کنار بگذارم و خودم باشم ولی خب نمیشد چون عادت کرده بودم خودم را شبیه یک دکتر ببینم دوسالی که از عینکی شدنم گذشت دیگر ان جذابیت را برای من نداشت حتی وقتی عینکم را تغییر دادم حس خاص و جدید و دکتر بودن دیگر به من دست نداد و زندگی عادی و چندان هم فکرم درگیر عینکم دیگر نبود اما وقتی پا به دبیرستان گذاشتم همه چیز برای من تغییر کرد عینکم جذاب نبود دیگر برایم هیچ به عینکم فکر میکردم اما دیگر دوست نداشتم ان را روی چشمانم ببینم موقع درس خواندن اذیت می شدم البت کمک میکرد تا بهتر ببینم اما حوصله ام را سر میبرد مجبور بودم تا دربیارم و باز چشمانم نیاز داشت مجبور می شدم بزنم به چشمانم این موضوع وقتم را خیلی میگرفت حتی روز کنکور هم این موضوع ادامه داشت یعنی گاه میزدم به چشمانم و گاه هم در میاوردم حس خوبی اصلا به من دست نمیداد و عصبانی می شدم بیشتر تا حس بیخیال و خوشحالی وقتی به ان روزها که  ححس دکتر بودن میکردم با عینک فکر میکنم الان به خودم میخندم و عصبانی می شوم برای عینکم و بیشتر برای خودم که اگر کمی مراعات میکردم فاصله دیدن تلوزیون حین دیدن فیلم یا هر چیزی اکنون عینکی نبودم و مجبور هم نبودم که با عینک درگیر شوم الان خیلی دوست دارم دیگر عینک نداشته باشم چون که فهمیده ام ابزار رسیدن به علم پزشکی در عینک داشتن نیست بلکه باید دردرس خواندن به نحو احسن است تا بتوانیم پزشک شویم در غیر اینصورت هیچ کسی با عینک و از پله پایین امدن باغرور دکتر نشده است .

نتیجه: دوستانی که خیلی بفکر عینکی شدن هستند بنظر من عینک هیچ خوبی ندارد نه برای همه ولی برای عده ای هیچ خوبی ندارد جز درگیر کردن اعصاب و خودمان با عینک.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: محتوای سایت محافظت شده است!