انشا با موضوع عطر دل انگیز خدایی شدن

انشا با موضوع عطر دل انگیز خدایی شدن

مطالب مرتبط:

انشا با موضوع عطر دل انگیز خدایی شدن:

موضوع : عطر دل انگیز خدایی شدن

خدا:بنده ی من٬ مخلوق برتر هستی من٬ قدم بگذار در مسیر روشن خوشبختی من٬ سجده کن رو به سوی قبله من.
دور قلب کوچکم را حصاری کشیدم از جنس خدا.دل کوچکم دگر خوف ندارد. درد و غم و ترس و کینه و دلتنگی و غصه ندارد. وجودم را با یاد خدا آراسته ام. چلچراغی از عشق و آرامش در وجودم تابیدن گرفت. در آسمان تاریک و ظلمات تنم٬ امیدی از جنس ستاره درخشیدن گرفت. عشقی از جنس یگانگی معبود٬ در نهر وجودم٬ جریان گرفت. ماهی قرمز تنگ بلورم رقصیدن گرفت. قاصد خوش خبر سپیدروی حیاتم٬ عزم سفر گرفت. چشمانم سوی آسمان نگریست و دستان کوچکم حال و هوای دعا گرفت.اشک٬ گونه های سرخم را با دانه های مروارید گونه اش به بازی گرفت و دلم با یاد و عشق خدا٬ تا ابد آرام گرفت.
خدا:غبار گناه از شیشه ی پنجره ی بنده ام زدوده شد. بار طاقت فرسای خطا٬ ز دوش او ستانده شد. بهشت جاویدان جایگاهی ابدی٬ فرشی از مخمل و گل محمدی٬ زیر قدوم بنده ام گسترده شد. قلب و عشق و حیات بنده ام٬ در عشق معبود تنیده شد. گناه و عصیان و معصیت تا ابد رهانیده و دل کوچک بنده ام زلال و آسمانی و تابنده شد.
معبود من٬ در زندگی ام چاره کار تویی٬ در مسیر خوشبختی٬ راهنما فقط تویی. همه دردم را دوایی٬ با صدای قلبم فقط تو هم نوایی. غصه ی اشک روانم٬ قصه ی هر شب و سالم٬ فقط تو دانی. معبودمن٬ کلید قفل رنج و سختی و تیرگی٬ معنا بخش واج واج حرف زندگی٬ تورا می ستایم. معبود من٬ با تو آرام میگیرد٬ قلب هراسیده ی من٬ دگر از هیچ خوف ندارد٬ دل رنجیده ی من.
خدا: بنده ی من٬ در توبه باز و معبود ناظر است٬ هر وقت تو بیایی معبود حاضر است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.