انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه
انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه:

انشا عاقبت فرار از مدرسه-انشا عاقبت فرار از مدرسه طنز-انشا عاقبت فرار از مدرسه در قالب داستان-انشا عاقبت فرار از مدرسه در قالب خاطره-
موضوع انشا عاقبت فرار از مدرسه-انشا عاقبت فرار مدرسه-انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

مطالب مرتبط:

بنام خدا

مقدمه : گاهی تصمیم هایی در زندگی خود می گیریم که از نتیجه ان بسیار خرسند هستیم و راضی اما همیشه همینگونه هم نیست و گاه تصمیم هایی زندگی ما را تغییر می دهند تصمیم هایی که نتیجه ان ها تباه شدن زندگی یک انسان است .

متن انشا : فرار از مدرسه شاید برای خیلی از ماها یاد اور خاطره هایی از جنس شیرینی و گاه تلخ باشد خیلی از ماها خاطراتی داریم از دوران مدرسه خاطره ای درباره ی فرارمان از مدرسه من یادم است هر سال نزدیک عید که می شد با دوستانم به فرار از مدرسه فکر میکردیم و خیلی ان لحظه یعنی انجام عمل در لحظه شاید لذت بخش ترین باشد ولی ممکن است چند ساعت بعد یا که چندین سال بعد پشیمانی این عمل به سراغ مان بیاید برای من نه چند سال و نه چند ساعت بلکه یک ماه بعد پشیمانی بود چون زمانی از مدرسه فرار کردیم که بیشتر درس هایمان عقب افتاده بودند و بعد از عید فرصت چندانی هم نبود بعد از عید وقتی همه ی درس هایمان را به صورت یکجا میخواندم تازه لذت ان فرار از مدرسه داشت برای من کم رنگ تر می شد و کم کم داشتم می فهمیدم که چه اشتباه جبران نشدنی را انجام داده ام تازه داشتم خود را قانع میکردم که دیگر نباید اشتباهی را انجام بدهم چرا که در این اشتباه به هیچ کسی ضرری نمیرسد جز منی که این اشتباه را کرده ام . زمان زیادی است که یاد گرفته ام مدرسه فقط جای سوالات و جواب ها نیست مدرسه را اگر بخواهم فقط به دید کتاب و مشق بنگرم من اشتباه دیده ام مدرسه جایی است که باید من زندگی کردن را در ان یاد بگیرم مدرسه ی اخلاق باشد برای من و خیلی از دانش اموزان کاش دفترنمره ای برای اخلاق بود در ان نمره ها ثبت می شدند و این مدرسه را نامی از جنس عشق می گذاشتند مدرسه عشق تا من بیشتر بشناسم خودم را و زندگی ام را من هنوز هم اگر برگردم به دوران مدرسه شاید بازهم از مدرسه فرار کنم نزدیک عید اما مطمئن هستم اگر مدرسه ی من تغییراتی در ان ایجاد شده باشد من هیچوقت فرار نمیکنم .

نتیجه گیری : مدرسه فرصتی طلایی است و میتوان گفت فرصت طلایی زندگی است هیچ کس در زندگی دوست ندارد فرصت های گرانبهای خود راازدست بدهد اما خیلی از ما هنوز مدرسه را فرصت طلایی زندگی خود نشناخته ایم و شاید بخاطر همین است که همیشه بفکر فرار از مدرسه هستیم پس چشمانمان را دوباره باز کنیم و این دوران را و این مکان را بهتر تر بشناسیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.