انشا با موضوع صدای زنگ آخر مدرسه

انشا با موضوع صدای زنگ آخر مدرسه

انشا با موضوع صدای زنگ آخر مدرسه

مطالب مرتبط:

انشا با موضوع صدای زنگ آخر مدرسه:

انشا با موضوع: صدای زنگ آخرمدرسه

چهارشنبه است.زنگ آخرمدرسه است وسرکلاس بعدازدرس درحال استراحتیم.یک ربعی به رنگ مانده ومن ازپشت پنجره به بیرون نگاه میکنم،دانه های برف همچون گردوخاک سفیدوپراکنده درهم می روندوزمین راعروس مدرسه میکنند.مادرم همیشه میگوید:زمستان فصل مرگ است وبهارفصل احیای دوباره….امابه نظرمن زمستان هم فصل تولداست،تولدتمام خاطره های گذشته….چندلحظه ای به نیمکت خالی وپوشیده ازبرف داخل حیاط خیره میشوم….،تنهایی سخت است آن هم درست وسط زمستان،آن هم درست زمانی که زنگ آخراست وحال وهوای خاطرات همه جاراپرکرده!ناگهان صدای اذان ظهربه گوش میرسد،دلم عجیب هوایی دارد،دلم هوای خلوت باخداراکرده….نگاهی به اطراف می اندازم،هرکس مشغول کاری است،چندنفری درحال خوردن تغذیه هایشان هستند،عده ای کتاب به دست درس میخوانند،دونفری هم باذوق وقایع شب گذشته رابرای هم بازگومیکنند،دراین میان همه انتظارزنگ رامیکشیم.زنگ به صدامی آید،یکی ازشیرین ترین لحظات برای دانش آموزان شنیدن صدای
زنگ آخراست.بچه هاهمه باعجله وذوق شوق به بیرون میروند،نگاهم راازپنجره میگیرم وهمانطورکه ازکلاس خارج میشوم باخودفکرمیکنم زنگ آخرهاهمیشه دوست داشتنی تراندزیرابهترین زمان برای خلوت باخدااند،بهترین زمان برای تفکر،بهترین زمان برای صحبت باخداآن هم درست وسط همهمه ی مردم برای رفتن به سمت نمازدسته جمعی!!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.