انشا با موضوع شیشه و سنگ

انشا با موضوع شیشه و سنگ

انشا با موضوع شیشه و سنگ

مطالب مرتبط:

انشا با موضوع شیشه و سنگ:

موضوع :شیشه و سنگ
شیشه و سنگ دو وسیله پر کاربرد اما ،با دنیایی تفاوت هستند.
شیشه همچون آب زلال و چون کودکی دل نازک است.هر جایی که او را بگذارند،آرام و بدون هیچ حرف و حرکتی مینشیند،اما،سنگ ساکت و آرام نیست،بلکه بسیار شلوغ و پرهیاهو است.به هر چیزی که برمیخورد سر و صدا به پا میکند،میشکند،آسیب می رساند و می رود.شیشه رنگارنگ است،سبز همچون سبزی دشت،سفید مثل برف،قرمز چون لاله و یا هفت رنگ رنگین کمان.شیشه نازک و بی آزار است و هر کسی که آن را ببیند با لطافت و آرامش جا به جایش میکند ،تا آسیبی نبیند،اما،سنگ بی رحم و سخت است ،انگار هیاهو و هیجان را دوست دارد.دست هر کسی که می رود،آن را با شتاب به سمتی پرتاب میکند،اما آرام روی زمین مینشیند.سنگ بر عکس شیشه است،انگار دلش هم مثل خودش از سنگ است.با هر چیزی که برمی خورد،آثاری به جا میگذارید .اگر سنگ با شیشه برخورد کند،شیشه را در هم میشکند ،نابودش میکند،دل نازکش را به درد می آورد، اما اصلا عین خیالش نیست،به روی خودش هم نمی آورد،جایی مینشیند و به اتفاق پیش آمده می نگرد .دیگر شیشه سکوت نمیکند،هر کس به سمتش می آید را زخمی میکند تا بلایی که به سرش آمده را،تلافی کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.