انشا با موضوع سالمندان

انشا با موضوع سالمندان

انشا با موضوع سالمندان

مطالب مرتبط:

انشا با موضوع سالمندان:

موضوع:سالمندان
سالمندان خیر خواه هر قوم هستند،سالمندان ریش سفیدان هر طایفه هستند،سالمندان فخرو افتخار هر ملت هستند،سالمندان کسانی هستند که کم لطفی ها آزارشان می دهد اما دم نمی زنند و درخلوت مانند کودکی که آغوش مادررا گم کرده است اشک می ریزند.
سالمندان کسانی هستند که فرزند جگر گوشه شان که خون دلها برای بزرگ کردنشان خورده اند، با حقارت و کم محلی هرچه تمام تر آنهارا به خانه سالمندان می برند.
خانه ی سالمندان،نامی که احتیاج زیادی به تامل دارد، چرا که می تواند جایگاه هر شخصی باشد،پیر مردان و پیر زنانی که جز تخت و درو دیوار تنهایی بیش نمی بینند ،جز ناله، هذیان و سکوت بیش نمی شنوند، جز غذای کم نمک ودارو بیش نمیخورند،جز فکر فرزندان وسرنوشت خود فکر نمی کنند،وآرزویی جز شنیدن صدای فرزندان ندارند،فقط شنیدن صدایشان.
پدری که دست پسرش را سالها می گیرد واو را تنها نمی گذارد ودر زمانی که توان گرفتن دست فرزندش را از دست میدهد،به جای اینکه فرزندش با افتخار دست پدر را گیرد دست لرزان پدر را رها میکند😔
البته من کسانی را هم میشناسم که پدر را تاج سر خویش و مادر را بال و پر خود می دانندو سالها از پدر و مادر سالخورده و بیمارشان مراقبت می کنند.چرا که قدر زر گر شناسد قدر گوهر گوهری.
قدر این گوهران را باید دانست ، چرا که آغوشی گرم تر از آغوش ایشان نیست،و آوایی آرامش بخش تر از صدای آنان نیست.
خدایا،لیاقت مراقبت از پدر و مادر را به ما عطا کن و پشیمانی بعد از ،از دست دادن آنهارا نصیب ما مگردان،وآنها را در روز رستا خیزت بیامرز.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.