انشا با موضوع دل سنگ مهربان

انشا با موضوع دل سنگ مهربان

انشا با موضوع دل سنگ مهربان

مطالب مرتبط:

انشا با موضوع دل سنگ مهربان:

موضوع : دل سنگ مهربان

کوه ، سه حرف دارد . اما نمی دانم چرا آن قدر سنگین است .گاه تکرارش لرزه بر تنت می اندازد وگاهی دلت را قرص میکند. آرامشی دارد که هیچ کس و هیچ چیز در این عالم ندارد ؛ اما اگر عصبانی شود چنان غرشی می کند که هیچ شیری نظیرش را ندیده ؛ غرشی سرخ که ثابت می کند فرمانروای این قلمرو خاکی کیست ؟
ایا هرکسی می تواند از کوه بالا رود ؟! بله ، میتواند ! البته اگر خودش بخواهد . شاید پیش خود بگویید پس انسان هایی که معلولیت جسمی دارند چه ؟!
آن ها هم می توانند برای ثابت کردن خود .
لازم نیست میخ وچکشی وارد بدن این مهربان سنگی کرد ؛ بلکه باید از کوه مشکلات و سختی ها ی زندگی بالا رفت و آن را فتح کرد . آن وقت است که به همه ثابت می شوی .
شاید پیش خود بگو یید ؛ اگر کوه از جنس سنگ نبود چه می شد ؟
درست است که این کوره ی سنگی ترسناک است اما با وجود داشتن دلی سنگی ، روحی بزرگ و قلبی مهربان دارد .
کسی که گرمای آتشین زمین را در خود جای داده تا حرارت و آتشش دامن گیر میهمان های ساکن دامنش نشود .
ابر های باران زا را وادار می کند که هر چه در آستین دارند ، برای اهالی اطرافش به غنیمت بگذارند.
اما این غنیمت فقط شامل حال یک سوی ان می شودو در سمت دیگر آن ممکن است اقیانوسی از خشکسالی را ببینی .
ساکنین بیابان بی باران ، آنرا کوهی دل سنگ می نامند . اما مهم این است که برای من دل سنگی مهربان است .
وقتی کسی می گوید ” مثل کوه پشتتم” ، دلت قرص می شود .
می فهمی کسی هست که به خاطرت آتش سختی را در خود جای دهد تا تو در ان نسوزی ، کسی هست که زندگی را وادار کند خوبی هایش را برایت به غنیمت بگذارد ؛ کسی هست که غرشی قرمز کند تا به زندگی ثابت کند که این سنگ چند رنگ قلمرو توست ؛ کسی هست که ………. .
پشت هم بمانیم مثل کوه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.