انشا با موضوع جدایی

انشا با موضوع جدایی

انشا با موضوع جدایی

مطالب مرتبط:

انشا با موضوع جدایی:

موضوع: جدایی
بر آنچه که گذشت و دلی که شکست حسرت نباید خورد، زندگی اگر زیبا بود با گریه آغاز نمیشد.
چرا که اینجا زمین است و رسم آدمهایش همین! اینجا وقتی که آدمها بفهمن که بهشون وابسته شدی مثل دریا پس میزننت.
عشق مثل سکه دو طرف داره: یه طرفش اینکه همیشه یه چیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه برای همیشه و اونطرفش اینکه، اگه دنیات به اندازه یه نفر کوچیک بشه یا اون یه نفر به اندازه خدا واست بزرگ بشه اگه یه روزی ترکت کنه و بره اونوقته که دین و دنیاتو با هم میبازی… سخته!
تو این دنیا همه چی سخته عشق، تنهایی و سخت تر از این دو جدایی!
انیشتن میگه: هیچوقت به کسی دل نبند چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش دوتا دل کنار هم جا نمیشه ولی اگه دل بستی هیچوقت ازش جدا نشو، چون این دنیای کوچیک یهو اینقدر بزرگ میشه که دیگه نمیتونی پیداش کنی.
خیلی از آدمها هستن که با یه دنیا امید و آرزو به یکی دل میبندن، عاشقش میشن و یه قصه ی عاشقانه با هم میسازن ولی امان از روزی که عشقت تنهات بزاره اونوقته که تو میمونی و یه دنیا حسرت و یه قصه ی پر غصه و کلی آرزو که حالا همشون نقش بر آب شده. و حالاس که باید به کلاغ ها بگی که قصه ت اینجا تموم شده یکی بود که بود و نبودتو با خودش برد.
هیچوقت فکر نمیکردم فاصله بینمان انقدر زیاد شود که تو بی خیال زندگی کنی و من با خیالت بی خیال عالم شوم، دیگر خسته شدم از این همه خواستن هایی که داشتن نمیشود.
یاد آن خاطره تلخ بخیر که تو مرا به هیچ دادی و من هنوز بر سر آنم که یه تار مویت را به عالمی ندهم.
گاهی با خود فکر میکنم که فراموش کردن کسی که تمام گذشته ات را ساخته کار آسانی است فقط کافیست که دراز بکشم چشم هایم را ببندم و دیگر نفس نکشم…
تو راحت فراموش میکنی باز دل میبری باز دل میبازی و من به خط کشیدن روی دیوار ها ادامه میدهم اما چه کسی است که نداند فرو میریزد عاقبت سقف خانه ای که جای خالی ات ستون های آن باشد.
هیچ چیز مثل سابق نیست پای حرف هایمان نمی مانیم تقصیر از ما نیست روی زمینی زندگی میکنیم که روزی یک بار خودش را دور میزند، خدای خوبم هرگز کسی را به آنچه که قسمتش نیست عادت نده.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.