انشا با موضوع بوی خاک پس از بارش باران

انشا با موضوع بوی خاک پس از بارش باران

انشا با موضوع بوی خاک پس از بارش باران
انشا با موضوع بوی خاک پس از بارش باران

انشا با موضوع بوی خاک پس از بارش باران:

بوی خاک پس از باران-بوی خاک پس از باران را توصیف کنید-بوي خاك پس از باران-بوی خاک پس از باران انشا-بوی خاک پس از باران چگونه است-بوي خاك پس از بارش باران-انشای بوی خاک پس از باران-بوي خاك پس ازبارش باران انشا

مطالب مرتبط:

بنام خدا

مقدمه : نوشتن از حال و هوای بارانی یک حال و هوای بارانی می خواهد ان هم در پاییز یا بهار چون حس و حال خوبی دارد، پاییز باشد و باران باشد و زمینی خیس یعنی معجزه ای از جنس زیبایی رخ میدهد که برای ان فقط کافی است که چشمانم را ببندم و نفس بکشم و له فکرو خبالاتم فرو بروم چرا که حسی است که شاید کمتر به من دست بدهد.

متن انشا: در یک هوای پاییزی و خواب پاییزی به چشمانم امده بود صدای باران را می شنیدم دوست داشتم خستگی را کنار بگذارم و و برم در حیاط زیر باران چشمانم را ببندم و غرق باران شوم صدای باران خواب را از چشمانم ربوده بود ارام ارام چشمانم را که باز کردم به سمت حیاط خانه رفتم و نم نم باران را حس میکردم کم کم  و صدای چکه های باران یاد ان شعر که میفتم بازباران با ترانه … عالی بود  حسی ناب داشت حسی که خاص بودنش مراغرق خود کرده بود وقتی همنفس باران شدم خودم را بدستش سپردم . حال برخورد قطرات باران را به صورتم حس ميکردم . هر قطره از باران جان تازه ای به کالبدم می دميد و زخمهای دلم را با هر ترنمش تسكين می داد . سر مست باران گشته بودم احساس عجيبی داشتم يك نوع احساس سبکی ، باران که می بارد ، بعضی ها دلشان می گیرد وخیلی ها شاعر می شوند. آخر تازه یادشان می افتد که احساسات فطری پاک و زلالی هم هست که در لابه لای افکار مادّی و تکراری روزمره ، فراموشش کرده بودند . وقتی باران بر خاک ، کشتزارها و کوهها فرو می ریزد ، حیات ، جان می گیرد و همه به تداوم زندگیشان امیدوارتر می شوند و ممکن است برای یک بار هم که شده صاحب باران را شکر گویند ، وقتی که باران می‌آید، گاهی سالهای کودکی ، قیل و قال آرامش بخش مدرسه! و درس «‌باران آمد ، آن مرد ، در باران آمد » در ذهنها رژه می روند و آن وقت تازه یادمان می افتد که آن مرد ، در باران نیامد. پس کمی به امدن ان مرد در باران دعا کنیم ، کاش می شد آسمان بود ،کاش می شد آنقدر مهربان می بودیم که حتی گریستنمان هم سبب تولد غنچه ای زیبا ودوست داشتنی و ابریشمین می شد . در افکارم غرق شده بودم که متوجه شدم گریه آسمان پایان گرفته است و نسیم دست نوازشگر خود را برگونه هایم می کشید .چشمانم را گشودم وبه آسمان نگریستم ودیدم لبخند ی هفت رنگ برلبان آسمان نقش بسته است اما حال بهتری پیدا کردم وقتی بویی زیبا به سمت مشامم امده بود بوی خاک بوی خاکی که باران تمام وجودش را فرا گرفته بود بوی خاک پس از باران دست نیافتنی است انگار انقدر که زیبا و ناب به نظر می رسد.

نتیجه گیری : باران خود زیباست زیباتر بویی است که پس از باران همه جا را فرامیگیرد و یاد خانه های روستایی که می افتم خانه ای خاک که بویی را به سمت خود میکشاند که درک عالی بودنش حال خوبی را به سمت ادم میاورد تنفسی از جنس ازاد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.