انشا با موضوع بوسه مهر

انشا با موضوع بوسه مهر

انشا با موضوع بوسه مهر

انشا با موضوع بوسه مهر:

مطالب مرتبط:

موضوع: بوسه مهر

موهای سفیدش،کتاب پربهای تجربه ها بود و سینه اش پرازخاطره های تلخ و شیرین زندگی.
از غصه ها ،قصه های بسیار شنیده بود،او گنج رنج های روزگار بود وتقویم نانوشته عبرت ها.
گفته های او روشنی بخش زندگی وچراغ راه زیستنمان بود وچشمان کم بینای او،ستارگان شب های زندگیمان بود،دست های پینه بسته اش جغرافیای(نقشه)درد های زمین بود وچین های پیشانی اش تاریخ تلخی های روزگار بود.کمر خمیده اش نشان دهنده سنگینی تجربه هایی بود که بردوش داشت.
لرزش دست ها و پاهایش خبر از خستگی اش می داد، خش خش صدایش نشان از دردهایی بود که این همه سال درون خود ریخته بود.
حال می فهمم که سجده احترام برای قامت به رکوع رفته اش چقدر به او قوت قلب می داد و شادش میکرد وبرای لحظه ای هم که شده از حس ضعیفی و پیری دورش میکرد.
حتی زدن بوسه مهر بر دستان پینه بسته اش قطره ای از اقیانوس زحمات اورا جبران نمی کرد.
ای کاش کلاس آموزه های زندگیش تعطیل نمیشد ومن همچنان شاگرد کوچک و بدون غیبت او می بودم.مادربزرگم بهترین و مهربان ترین معلم زندگیم بود.
عشق ،کامیابی،موفقیت،امیدو.. همه و همه درس هایی از کتاب زندگی هست که معلمش او بود ومن آنها را باتمام وجودم آموختم.
مادربزرگم معلم خانواده و الگوی جامعه بود اما حیف که رفت و مرا با معادله های چند مجهولی درمورد خودش تنها گذاشت.
روزهایی را که با صدای لرزانش صدایم می کرد فراموش نخواهم کرد،روزهای طولانی تابستان را که در حیاط و زیر سایه درختان می نشستیم و یه آوای خوش گنجشکان گوش می دادیم وازتوت های سفید و سیاه درختان نوش جان میکردیم .
هیچ گاه از یاد نخواهم برد شب های عید قربان را که دستانم را با حنا آراسته میکرد و میگفت:عید قربان است حنا ثواب بسیار دارد.
مادربزرگم دلم برای خنده ات، برای گریه ات، برای قهر کردن های کودکانه ات، برای عصبانیت های مهربانانه ات،برای صدا زدن های عاشقانه ات …تنگ شده است. دوست دارم باز بگویم ننه و تو بگویی هن بالا.

مادربزرگم روحت شاد و یادت گرامی🖤🖤
نگارش دوازدهم نوشته ای ادبی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.